دير يا زود بايد گذاشت و گذشت
خلقت من در جهان یک وصله ناجور بود
من که خود راضی باین خلقت نبودم زور بود
خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق خویش
از عذاب خلق و من یارب چه ات منظور بود ؟
ذات من معلوم بودت نیست مرغوب از چه ام ؟
آفریدستی ؟ زبانم لال چشمت کور بود ؟
ای چه خوش بود چشم می پوشیدی از تکوین من
فرض میکردی که ناقص خلقت یک مور بود ؟
ای طبیعت گر نبودی من جهانت نقص داشت ؟
ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود ؟
قصد تو از خلق آدم من یقین دارم فقط:
دیدن هر روز یک گون رنج جوراجور بود



